قصه‌ای از ثبت، روایت و رشد

عکاس‌بانو؛ از یک موبایل ساده تا مدرسه‌ایبرای روایت

عکاس‌بانو از دل تجربه‌های شخصی، عشق به ثبت لحظه‌ها و باور به قدرت روایت با ابزار ساده متولد شد. مسیری که از عکاسی با موبایل آغاز شد و امروز به یک جریان آموزشی و خلاقانه در ایران و فراتر از آن تبدیل شده است.

واقعیت این است که زندگی همهٔ ما، مثل اثرانگشتمان، یکتاست. در روزها و ساعت‌هایی که از عمرمان می‌گذرد، اتفاقات مختلفی رخ می‌دهد؛ خاطراتی ساخته می‌شود و تجربه‌هایی شکل می‌گیرد که ثبت همهٔ آن‌ها در حافظهٔ ذهن ممکن نیست. اما به کمک دوربین گوشی‌مان — که حالا دیگر در دسترس اغلب ماست — می‌توانیم به حافظه‌مان کمک کنیم؛ می‌توانیم لحظه‌ها، احساسات و تجربه‌ها را برای آینده ثبت کنیم.

img
img img
img img img

پله اول

من، فاطمه سلطانی، با دوربین سادهٔ گوشی، خاطرات و روزهایم را ثبت می‌کردم و گهگداری آن‌ها را با دیگران به اشتراک می‌گذاشتم. آنقدر عکاسی را دوست داشتم که هربار قسمتی از روحم در قاب تصویر جا می‌ماند ‌و همین اهمیت و علاقه به پشتوانه دقت و تلاشی که برای بهتر شدن در خودم سراغ داشتم، باعث شد عکس‌ها مورد استقبال قرار بگیرد.

پله دوم

یکی از روزهای سخت زندگی، به سراغ یک کتاب‌فروشی رفتم و پیشنهاد عکاسی از کتاب‌ها را دادم، و در ازای دست‌مزد، کتاب بگیرم. قبول کردند و این اولین تجربهٔ حرفه‌ای من در زمینه عکاسی بود. خوشحال و راضی بود چون هم عکاسی می‌کردم و هم کتاب می‌گرفتم.
کمی بعد مدیر کتاب‌فروشی از من خواست به تعدادی از اعضای تیمشان عکاسی یاد بدهم و این قدم دوم من در این مسیر بود. آموزش عکاسی به اندازهٔ خود ثبت تصویر برایم لذت‌بخش بود.

پله سوم

کم‌کم در بازخورد عکس‌هایی که منتشر می‌کردم با افرادی برخورد داشتم که به‌هرصورت دسترسی به دوربین داشتند اما از بسیاری تکنیک‌های عکاسی بی‌خبر بودند و مایل بودند یاد بگیرند تا عکس‌های زیباتری ثبت کنند.
اولین قدم به سمت عکاس‌بانو را اینجا برداشتم.

این قصه را نمی‌شود سرسری گفت. اجازه دهید یک فنجان چای برایتان بریزم و قصهٔ عکاس‌بانو را از اول تعریف کنم.
آغاز ماجرا برمی‌گردد به تابستان سال نود و نه. همان سال عجیب شیوع کرونا، که همهٔ ما روزهای سختی را می‌گذراندیم. من اما درگیر ایدهٔ اولیه‌ٔ عکاس‌بانو بودم و طراحی اولین دوره‌های آموزش عکاسی با موبایل. آن دوره‌ها ساده و تا حد ممکن ارزان طراحی می‌شدند تا همه بتوانند در آن‌ها شرکت کنند. البته کم و کاستی‌هایی هم داشتند.
آن روزها تیم عکاس‌بانو یک نفره بود، خودم! از صفحهٔ اینستاگرام شخصی‌ام استفاده می‌کردم و تمام کارها را هم خودم انجام می‌دادم. با همهٔ خسته‌کننده وسختی‌اش اما لذت بخش بود. همین دل‌چسب بودنش باعث می‌شد که سختی‌های مسیر و شکست‌ها من را از پا درنیاورد و بتوانم قدم به قدم مسیر پیشرفت را طی کنم.
کم‌کم عکاس‌بانو استقلال یافت و شخصیت مجزایی پیدا کرد. مثل نوزادی که آرام‌آرام بزرگ و مستقل می‌شود. نیازهایش روز به روز بیشتر می‌شد و بسته به این نیازها اعضای مختلفی برای همکاری آمدند و این‌چنین عکاس‌بانو به یک مجموعهٔ نسبتاً بزرگ تبدیل شد. دیگر صفحهٔ اختصاصی خودش را داشت و هر قدمی که برمی‌داشت، به کمک اعضای تیم، استوارتر و کم اشتباه‌تر بودند.
عکاس‌بانویی که پیش‌تر فقط چند دورهٔ آموزش عکاسی با موبایل داشت، حالا دوره‌های عکاسی‌ را تکمیل‌تر و گسترده‌تر برگزار می‌کند و از آن‌هم فراتر رفته ودر مسیر مدرسهٔ خلاقیت‌محور قدم برمی‌دارد.

امروز دیگر فعالیت‌های عکاس‌بانو فقط به فضای مجازی محدود نیست؛ در سراسر ایران و استان‌های مختلف، دوره‌ها و کارگاه‌های حضوری عکاسی برگزار می‌کند، حتی قدم فراتر نهاده و در کشورهای همسایه نیز چندید کارگاه تخصصی عکاسی با موبایل برگزار کرده. عکاس بانو حالا به نقطه‌ای رسیده است که جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های رسمی عکاسی با موبایل را میزبانی می‌کند و در مسیر تربیت “انسان رسانه” گام برداشته؛ انسانی که می‌تواند با ابزار ساده‌ای چون موبایل، روایتگر تاثیرگذار قصه‌های خود و جهان پیرامونش باشد. در این مدرسه می‌توانید عکاسی، روایت و اثرگذاری با موبایل را بیاموزید.
منتظر خبرهای جدید ما باشید؛
راستی، چایتان سرد نشود.

دستاوردهای ما

ثمره‌ی همراهی هنرجویان و تلاش یک مسیر مشترک

اعضای سایت

دوره‌های آموزشی

جشنواره‌های برگزار شده

هنرجوهای عکاس بانو

همراهان عکاس بانو

عکس برند
عکس برند
عکس برند
عکس برند
عکس برند
عکس برند